-
همه روابط خاص من
پنجشنبه 8 فروردین 1398 00:38
داشتم فکر میکردم که صاحبخونه قبلیمون خوب بودن. عکسای بچگی هاشونو هم دیده بودیم. مثلا یک عکسی داشتن همه بچه ها تو تصویر طبیعت ایستاده اند کنار دو نفر مردو وسط این دو تا. حتی یکی دو تا از دخترها هم دستشون بره گرفته اند تا بیفته تو عکس. صاحبخونه قبلیمون سید بودن. اول باور نمیکردم که از این حیاط خونه مون انقدری آلبالو...
-
روابط خاص من (2)
دوشنبه 5 فروردین 1398 02:50
خب بعدش، من رفتم دانشگاهو اونجا یک چند نفر خیلی جدی از پسرها از من خوششون می اومد. مثلا یکی یادمه از اینکه به خودم جرات داده بودم تنها مراجعه کننده دختر سمتش باشم، از من خوشش اومده بود. یک جورایی هم اون موقع جو مذهبو معنویت اندازه الآن انقد سرشکسته نبودو بیشتر معنی داشت اون سالها. این بود که پسره خونواده اش رو راضی...
-
روابط خاص من
یکشنبه 4 فروردین 1398 03:40
خب، من چون خیلی دنبال رابطه نبوده ام، خیلی هم مطلب ندارم در این زمینه. ولی یک چند تاشون تا الآن تو ذهنم بولد هست. یکیش پزشک روبرو مدرسه دبیرستانمون بود. تازه خونه های روبرو مدرسه مون مطب شده بودندو من حدود 15-16 سال داشتم. اون موقع میخواستم برای شرکت در مسابقه ای امضای پزشک رو بگیرم. رفتم تنهایی تو این سن، کاری که تا...
-
در جستجوی همسر
شنبه 3 فروردین 1398 21:10
آلیسوم قبلا همسر داشت. حالا نداره. یعنی میخوام بگم نامزد داشت، ولی حتی اسم نامزدش تو شناسنامش نرفت. بچه هم نداره. الآن بالای سی و چند سالشه. خیلی تحصیل کرده و با تجربه ست. به دنبال همسر معمولی میگرده. در صورتی که پسر مجرد بالای سی و چند سال هستین، فقط از طریق ارسال پیام به این وبلاگ آدرس بدین در شهر مشهد همدیگه رو...
-
درخت گیلاس ما
جمعه 7 اردیبهشت 1397 21:41
یک ویدئو پیدا کرده ام از اینجا نحوه کاشت گیلاس را توضیح میداد . اتفاقا ما جایی که هستیم گیلاس خوب میگیرد . برا همین دارم گیلاس میکارم اینطوری: چند هسته گیلاس پیدا میکنی و بعد در خاک به مدت سه ماه میگذاری که تو یخچال بمونن. این طوری یک دوره خواب ساختگی داریم که برای کاشت گیلاس لازم هست. تو همین سرچ هام برا درخت هم یک...
-
تعطیلات عید امسال
جمعه 24 فروردین 1397 21:40
امسال برا عید خودم شیرینی خرمایی درست کردم. این دستورشه: مواد داخلش رو جدا درست میکنیم (1). آرد، روغن که نسبتش یک به سه هست (سه کاسه آرد و یک کاسه روغن) و زنجفیل مواد لازمش هست. با زنجفیل، پودر رازیانه و پودر زیره که باید مقدار زیادی از این پودرا بهش اضافه بشه، رو با خرمای هسته گرفته شده ورز میدیم، تا مایع وسط خمیر...
-
تیم بسکتبال من
دوشنبه 21 اسفند 1396 19:44
با یکی از این لیدرهای تیم ها به عنوان همکاری آشنا شده ام. همه اش تو ورزش است. هر بار در پی مسابقاته. اصلا صمیمی نمیشه با هیچ کس. تا حالا ازدواج نکرده! من تغییر رشته دادم به تربیت بدنی به همسر نزدیک تر بشم. حالا این خانومه دیگر اصلا حتی وقت نمیکنه شوهر کنه. به هر حال آشنایی خوبی هست. تو صحبتاش میگفت 9 تا 10 تا اسم...
-
خانه
سهشنبه 10 بهمن 1396 19:13
بالاخره خانه مان را عوض کردیم. خانه جدید کوچکتر است. من در این مدت فقط مشغول جمع کردن ، پهن کردن و جابجا کردن وسایل خانه بودم. حسابی سرم شلوغ بود. امروز که آخرین قالی را هم پهن کردم دیگر کار تمام است. قبل از این که بیام اینجا، داشتم این مطلب را در ارتباط با مدیریت می خواندم. من از این بخشش خوشم آمد که می گفت: "...
-
تولد دو سالگی ماهان
شنبه 23 دی 1396 13:24
چیزی که باعث شده گذر زمان را حس کنم پسرم هست. من جای خودم نشسته ام و تکون نمی خورم ولی پسرم هر روز به وزنش، و قدش اضافه تر می شود. دیروز تولد دو سالگی پسرم بود. برای این که خوشحالش کنم دو تا بادکنک به مناسبت دو سالگیش باد کردم. کلا با این بچه احساس نمی کنم که بزرگ شده ام. این یک عکس از میز تولد پسرمه: اون 4 تا گربه که...
-
طاهره کامپیوتری، مریم و مادر شوهر
یکشنبه 10 دی 1396 16:33
چند روز پیش مشغول تمرین والیبال تو فضای باز بودیم که طاهره دوستم هم اومد اونجا. طاهره، مثل خودم یک کامپیوتری بود. من تقریبا وسط های دوره لیسانسم بودم که با طاهره آشنا شدم. از اون موقع به بعد باهام خیلی دوست شده. من هم خیلی دوست دارم هربار پیشرفتی تو کارم پیش میاد حتما بهش بگم. این سری که فقط تغییر رشته م رو فهمیده...
-
نهنگ آبی
جمعه 1 دی 1396 18:39
از خیلی وقت پیش (از وقتی تازه عروس بودم) تو فکر این بودم که برای لباسی که دارم برای پسرم میدوزم یک نهنگ تزئینی برای روی لباس ببرم. حقیقتش من تا حالا پارچه هدیه زیاد گرفته ام. این هست که انگیزه ام برای دوختن بالاست. این نهنگ را که در عکس زیر میبینید بریده ام: یک نهنگ آبی که قرار است وقتی کامل تر میشه، از بالایش آبی...
-
مربی ورزش، سفر، خاله
یکشنبه 19 آذر 1396 10:48
چند دوره آموزشی که ببینم، تربیت بدنی میتونم مربی ورزش بشم. منم که خیلی دوست دارم از این کارای هماهنگی تیمهای ورزشی رو داشته باشم. -- این بار قرار گذاشتیم تعطیلات آذر (میلاد پیامبر و اینا) با سمیرا خانوم بریم با قطار بریم سفر شهرمون اهواز. جشن عروسی هم دعوت بودیمو کلی برنامه داشتیم برای رفتن. کلا من و سمیرا خانوم اینا...
-
تغییر رشته، بچه دوم و ...
سهشنبه 7 آذر 1396 12:49
دارم تغییر رشته میدم به رشته تربیت بدنی. فقط از دنیای کامپیوتر اون یکی دوستم رو که سعی کرده بود باهام صمیمی بشه رو گاهی میبینم. وگرنه با کامپیوتر تقریبا قطع رابطه کامل کرده ام. -- یه بار شب بود تقریبا و ما هم برای شام خونه یکی از دوستان دعوت بودیم. مهمانی، مهمانی آن چنانی نبود. فقط دوست همسر و همسرش، سمیرا، بودند با...
-
پسرم در کتابخانه
چهارشنبه 1 آذر 1396 16:01
دوست دارم برا ماهانم مخصوصا حالا که فصل سرد سال هست بیشتر موز بخرم. این طوری با میوه هم قوی ترش می کنم و هم چیزی هست که دوست داره بخورد. امروز که با هم عصری داشتیم میرفتیم کتابخونه انقدر هوا آلوده بود که با خودم گفتم هر طور شده رسیدیم یک موز بدهم دستش این آلودگی ها از تنش دربیاد. کتابخونه جای خانه ما چند وقتی هست که...
-
کرایه حساب کردن، فیلم اصغر فرهادی، ...
دوشنبه 1 آبان 1396 17:03
پسرمون به راحتی با همه ارتباط برقرار میکند. امروز رفته بودم نونوایی. پسرمون هم بغلم بود. همین طور من منتظر نون بودم که یهو بچه مون گفت: " Oh, zo " به آلمانی. انقدر خوشحال شدم. از مدتی که دارم روی زبان آلمانیش کار میکنم، این اولین باره که یک همچین کلمه ای استفاده میکنه. با خودم گفتم کی بشه پسرمون بزرگ شه بهم...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 30 مهر 1396 19:27
آنان که خاک را به قدم کیمیا کنند / آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند شعر از حافظه بقیه غزلش اینه: دردم نهفته به ز طبیبان مدعی /باشد که از خزانه غیبم دوا کنند معشوق چون نقاب ز رخ در نمیکشد / هر کس حکایتی به تصور چرا کنند چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست / آن به که کار خود به عنایت رها کنند بی معرفت مباش که در من یزید...
-
پسرم، ماهان
جمعه 28 مهر 1396 16:08
روزهای جمعه به اتفاق خانواده میریم خونه مامانیم. ماهانم امروز خیلی خودشو خسته کرد. با بچه های برادرام و خواهرام حسابی بازی کرد و حالا هم که برگشته ایم خونه کلی برای خودش ابتکار به خرج داده داره با توپ هایش بازی میکنه. در یک لحظه استثنایی، من هم از فرصت استفاده کردمو این عکس رو از اسباب بازیهاش گرفتم: ماهانی من برعکس...
-
سالاد شور
چهارشنبه 26 مهر 1396 13:45
این روشیه که من از مامانم پرسیده م چطوری سالاد شور درست کنم: مواد لازمش برای یک دبه 10 کیلویی این ها هستن: گل کلم (2 کیلو)، کلم سفید (2 کیلو)، هویج (2کیلو)، سیر (نیم کیلو)، گوجه 10( کیلو)، سرکه (3 لیوان)، نمک (یک استکان) فلفل سیاه (سه قاشق)، سبزی ترشی (سه کیلو) طرز تهیه: همه مواد رو میشوریم و خرد می کنیم. بعد از خرد...
-
تابستانی که خوش گذشت
جمعه 21 مهر 1396 12:41
مدتی بود که کلا از ادامه کار پایان نامه م ناامید شده بودم. اصلا من از برنامه نویسی خیلی بدم می آید. ولی با این وجود کنکور ارشد هوش مصنوعی قبول شدم. یک ماه دو ماه پیش بود که داشتم با دوستم در اینباره صحبت می کردمو یک پیشنهاد جالب ازش گرفتم. دوستم با وجودی که برنامه نویسیش خوب بود، کدنویسی پایان نامه ش رو داده بود به یک...
-
شغل دوم درآمد اول
پنجشنبه 20 مهر 1396 23:14
وقتی دنبال یک شغل دیگه ای میگردی، اون هم درست بعد از اینکه شغل اولت رو هم با کلی مذاکره، بحثو دندون روی جگر پیدا کرده ای، خیلی حس جذابو قشنگی پیدا نمی کنی. امروز برای بار چندم دنبال شغل دوم سرچ کردم. تو این چند سال هم عضو خیلی سایت ها شده م مثلا برای قبول پروژه های برون سپاری بقیه. اما اصلا هیچ کدوم به دلم ننشست....
-
اسباب بازی بافتنی ماهان
چهارشنبه 19 مهر 1396 13:10
رفته م لینکداین، فکر کردم بالاخره معروف شده م و کسی برام مثلا پیغام همکاری تو شرکتش گذاشته، با امکان سفر رایگان به کشورش مثلا برا یک مدتی که پیشرفت کنم. بعد میبینم که خبری نیست؛ یک نفر گفته من سئوی سایتم رو انقدر برده م بالا که جزو 10 تای اول گوگل شده م. یکی دیگه هم گفته که فروشگاه زناشویی براتون راه انداخته ایم؛ بزرگ...
-
دکوری مگه بده
سهشنبه 18 مهر 1396 21:15
چند ماه پیش بود که به این نتیجه رسیدم که مگر بده که مدل رویایی و دکوری زندگی رو درست کنیم. و باقیش رو هم جذب میکنیم. به همسری گفتم که از بس به خودمون سخت گرفتیم، حتی همون مدل دکوری یک زندگی معمولی رو هم نتونستیم قالب بگیریم. همسری مخالف بود و می گفت: « همسر "ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﯽ" ﻧﯿﺴﺖ، ﻋﺎﺑﺮﺑﺎﻧﮏ ﻧﯿﺴﺖ، ﺩﺭﺁﻭﺭﻧﺪﻩ ﯼ ﭼﺸﻢ...
-
کارای خونه کار نیستن که
سهشنبه 18 مهر 1396 20:01
امروز همین طور که داشتم پله ها رو میسابیدم رادیو رو هم روشن گذاشته بودم. رادیو داشت این شعر رو میخوند: نام تو روی لبام گل میکنه / مهربونی از نگاهت میباره ... یاد چند سال پیش افتادم که یکی از دغدغه های منو همسری تربیت فرزند بود. اون موقع هنوز دهه 20 رو میگذروندمو کلی افق تازه جلو رومون داشتیم. امروز برای یادآوری اون...
-
به "نیمی من" خوش اومدین
سهشنبه 18 مهر 1396 18:01
سلام دوستان عزیز، از امروز تصمیم گرفته م روزمره های زندگیم و تجربیاتم رو با شما در میان بگذارم. من و همسرم تجربیاتمون فعلا شامل زندگیمون در ایران و سفرهای ایرانیمون میشه. البته من به چند زبان خارجی از جمله روسی، فرانسه و انگلیسی هم مسلط هستم که همین باعث شده ترغیب بشم در اولین فرصت یک سفر گردشگری به چند کشور مورد...